استادمحمدرضاشجریان
شعروتصنیف,غزل,رباعی,ماهور.......
به من نگو دوست دارم
حالا كه كار تو شده
پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل توشده
فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
به من نگو دوستت دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
تو با اين چرب زبوني
هی به من دروغ ميگي
ميخواهي گولم بزني
هی به من دروغ ميگي
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
حالا كه كار تو شده
پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل توشده
فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
به من نگو دوستت دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
تو با دل شكسته ام
انقده جفا نكن
تو اگه دوستم نداري
اينجوري بد تا نكن
به من نگو دوست دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
به من نگو دوستت دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشهویژگی ها:
خواننده:داریوش
مجنون نبودم
کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار
کدوم ماه جلوه ی روی تو داره
همون ماهی که از قبله زند فریاد
نشون از داغ ابروی تو داره
مجنون نبودم مجنونم کردی
از شهر خودم بیرونم کردی یار
******
الا دختر که موهای تو بوره یار
به حموم می روی راه تو دوره
به حموم مي روی زودی بيایی یار
که آتیش بر دلم مثل تنوره
مجنون نبودم مجنونم کردی
از شهر خودم بیرون کردی یار
******
ستاره در هوا نقش زمينه یار
خودم انگشتر و يارم نگينه
خداوندا نگهدار نگين باشه
که يار اول و آخر همينه
مجنون نبودم مجنونم کردی
از شهر خودم بیرونم کردی یارویژگی ها:
خواننده :سیمابینا
رفيق
آه ای رفیق
آه ای رفیق
از چه فراموش کرده ای
آه ای رفیق
آن را که نقد هستی خود پاک باخته
آن را که غم خریده و شادی فروخته
آن را که چون شراره به یک لحظه سوخته
اما به حال سوخته یک عمر ساخته
آه ای رفیق
آه ای رفیق
نان گرم سفره ام را با تو قسمت کردم ای دوست
هر چه بود از من گرفتی غیر اه سردم ای دوست
دشمن من بودی ای رفیق رهم
دشمن این قلب پاک و بی گنهم
نام تو فانوس هر مسافر شب
از چه نتابیدی بر شب سیهم
آه ای رفیق
آه ای رفیق
به حریم خلوت خود
به حريم خلوت خود شبي
چه شود نهفته بخوانيم
به كنار من بنشيني و
به كنار خود بنشانيم
من اگر چه پيرم و ناتوان
تو مرا ز درگه خود مران
كه گذشته در غمت اي جوان
همه روزگار جوانيم
به هزار خنجرم ار عيان
زند از دلم رود آن زمان
كه نوازد آن مه مهربان
به يكي نگاه نهانيم
كه نوازد آن مه مهربان به يكي نگاه نهانيم
شده ام چو عاطفه بينوا
به بلاي هجر تو مبتلا
نرسد بلا به تو دلربا
گر ازاين بلا برهانيم
نرسد بلا به تو دلربا گر ازاين بلا برهانيم
تا به بنفشه ميدهد تا به بنفشه ميدهد
طره مشکان سای تو آه طره مژگان سای تو
پرده غنچه ميدرد پرده غنچه ميدرد
خنده دل گشای تو خنده دل گشای تو
ای گل خوش نسيم من
بلبل خويش را مسوز
کز سر صدق ميکند
شب همه شب دعای تو
شب همه شب دعای تو شب همه شب دعای تو
خوش چمنيست عارضت
خاصه که در بهار حسن
حافــــــظ خوش کلام شد
مرغ سخن سراي تو
حافــــــظ خوش کلام شد مرغ سخن سراي تو

شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه
خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه
گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه
شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه
به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه
پس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه
که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه
چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه
نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ- “جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه
عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟
به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!
نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه
به خود گفتم که”بانی” این تو بودی که دست همســـــــرت دادی بهانه
خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه
ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم: “مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!!
و آن شب در به روی مــن نشد باز شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه
شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه
نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه
ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار- بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!
بهار دلنشین
تا بهار دلنشین ...... آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو ...... بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار ...... بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود ...... کـــــلبه ویران من
تا بهار زنــدگی ...... آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل ...... آمـــد بیا دامن کشان
چون سپندم بر ســـــر ...... آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کـنار ...... بنشین نشان سوز نهان
******
تا بهار دلنشین ...... آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو ...... بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار ...... بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود ...... کـــــلبه ویران من
باز آ ببین در حیرتم ...... بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنــها ببین ...... بر چهره داغ حسرتم
ای روی تـو آیینه ام ...... عشقت غم دیرینه ام
باز آ چو گل در این بهار ...... ســـــر را بنه بر سینه امویژگی ها:
خواننده: غلامحسین بنان
آهنگساز : روح الله خالقی
شاعر : بیژن ترقی
دستگاه :همایون (بیات اصفهان)
بردي از يادم
بردی از یادم . دادی بر بادم . با یادت شادم
دل به تو دادم . در دام افتادم . از غم آزادم
دل به تو دادم . فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم نخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آنهمه پیمان . که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن
کی آیی به برم . ای شمع سحرم
در بزمم نفسی . بنشین تاج سرم . تا از جان گذرم
پا به سرم نه . جان به تنم ده
چون به سر آمد . عمر بی ثمرم
نشسته بر دل غبار غم . زآنکه من در دیار غم
گشته ام غمگسار غم
امید اهل وفا تویی . رفته راه خطا تویی
آفت جان ما تویی
بردی از یادم . دادی بر بادم . با یادت شادم
دل به تو دادم . در دام افتادم . از غم آزادم
دل به تو دادم . فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم نخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوزویژگی ها:
زنده ياد دلكش و زنده ياد ويگن
يه شب مهتاب...
يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو مي بره
كوچه به كوچه
باغ انگوري
باغ آلوچه
دره به دره
صحرا به صحرا
اونجا كه شبا
پشت بيشه ها
يه پري مياد
ترسون و لرزون
پاشو مي ذاره
تو آب چشمه
شونه مي كنه
موي پريشون
يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو مي بره
ته اون دره
اونجا كه شبا
يكه و تنها
تكدرخت بيد
شاد و پر اميد
مي كنه به ناز
دستشو دراز
كه يه ستاره
بچيكه مث
يه چيكه بارون
به جاي ميوه ش
نوك يه شاخه ش
بشه آويزون
يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو مي بره
از توي زندون
مث شب پره
با خودش بيرون
مي بره اونجا
كه شب سيا
تا دم سحر
شهيداي شهر
با فانوس خون
جار مي كشن
تو خيابونا
سر ميدونا:
- عمو يادگار
مرد كينه دار
مستي يا هوشيار؟
خوابي يا بيدار؟
مستيم و هوشيار
شهيداي شهر
خوابيم و بيدار
شهيداي شهر
آخرش يه شب
ماه مياد بيرون
از سر اون كوه
بالاي دره
روي اين ميدون
رد مي شه خندوون
يه شب ماه مياد
.........................................
ویژگی ها:
خواننده:فرهادمهرادشعر:احمدشاملو
آهنگساز:اسفنديارمنفردزاده
الهه ناز

باز، ای الهه ناز!
ویژگی ها:
خواننده:استادبنان
آهنگساز:اکبرحسینی
ترانه:کریم فکور
دستگاه:دشتی
مدت اجرا:۱۵/۶
سال اجرا:۱۳۳۸
چرخ فلک

[توآسمون دوباره ممل ستاره داره
کارازما روزی ازتو (روزازروزی ازنو
(روزازروزی ازنو)۲]۲
ممل چه مهربونه چشمش به آسمونه
خداخودش می دونه کبکش خروس می خونه
(غمهادیگه سراومد)۲ دنیای بهتر اومد
[کارازما روزی ازتو (روزازروزی ازنو)۲]۲
آواز:
آه.....رها کردم دیگه دوزو کلک را
می دونم قدراین نون و نمک را
جهان باما به مولا سازگار است
بنازم گردش چرخ و فلک را
آه...... یاهاها......
بنازم گردش چرخ وفلک را
مادل به کارمی بندیم
تودنیا سربلندیم
از زور بازو هامون
پول در میادبرامون
(غمهادیگه سراومد)۲
دنیای بهتر اومد [روزازروزی ازنو
(روزازروزی ازنو)۲]۲
(روزازروزی ازنو)۲
ویژگی ها:
خواننده:ایرج-چرخ فلک
دستگاه:ماهور
مدت اجرا:۲۵/۴

ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی
این اتولی که من میگم ، فورد قدیم لاریه
رفتن توی این اتول ، باعث شرمساریه
نه بابِ کورس شهریه ، نه قابل سواریه
بار کشیده بس که از ، قزوین و رشت وانزلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی
ماشین مشدی ممدلی ، صندلیاش فنر داره
بلیت فروشی مشدی ، و شوفر بی هنر داره
بهر مسافرینِ خود ، زحمت و دردسر داره
رفتن با اتول بود ، باعث کوری و شلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی
مسافر از بوی اتول ، تا می شینه کسل می شه
از متلک شنیدن و ، بورشدن خجل می شه
بس که فشار به او میاد ، دچار دردِ دل می شه
پاره شئد لباس اگر ، گیر کند به صندلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی
این اتولی که از قفس ، تنگ تر و کوچیک تره
جای چهل مسافر ، گنده و چاق و لاغره
شوفره بس که ناشیه ، اتول همیشه پنچره
راه نرفته در نیره ، لاستیکِ چرخِ اوّلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی
این اتولِ شکسته از ، سیستم قدیمیه
تایر او ن قراضه و ، پیستون اون لحیمیه
شوفره دائماً پی ، لوده گری و لیمیه
سربالایی نمی کشه ، مگر با خیلی معطلی
بس که ماشالا محکمه ، راه نرفته پنچره
از حلبی شکسته ها ، ساخته مبل و صندلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی
ویژگی ها:
----------------------
زندون دل
پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی
می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاس
چرا بخت من سیاس تو میدونی
پنجره بسته میشه شب میرسه
چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بکذره فردا میشه
مگه فردا چی میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونیویژگی ها:
خواننده:فريدون فروغى
آلبوم:زندون دل

ماه من چه زیباشدی قبله گاه دلهاشدی
دست آفرینش تانقش توکشیده چشم آسمان چون تومه به خودندیده
ای نگار جان پرورم آمدی چه خوش دربرم
تاغمت سرایدتاکام دل برآید درکنارتوای مه دورغم سرآید
نازنینادربرماو ه چه زیبانشستی
چون جمال آرزوهادردل ما نشستی
[محرم جان همچوزاری درنظرچون سرونازی
چوفرشته شادی شوخ ودلنوازی
درنوازش دل چون نغمه های سازی]الف
فتنه زمانی شهره جهانی شمع جمع مایی
ماه مجلس آرا زیب محفل ما یک جهان فایی
تکرارالف
ماه من چه زیباشدی قبله گاه دلهاشدی
دست آفرینش تانقش توکشیده چشم آسمان چون تومه به خودندیده
ویژگی ها:
خواننده:پروین
دستگاه:چهارگاه
مدت اجرا:۲۵/۳
اسیر

از نگاهت عاقبت رخ بردم
همه نامه هاتو سوزوندم
پر دادم قناری های خسته رو
توی باغچه گلا رو خشكوندم
می دونستم كه اسیری
می دونستم داری میری
می دونستم داری میری
گفتی كه سپر بلاتم
هر جایی بری باهاتم
همسفر با لحظه هاتم
می دونستم مرغك وحشی من
روز و شب شوق پریدن داشتی
می دونستم تو بهار عشقمون
قصد از ریشه بریدن داشتی
می دونستم كه اسیری
می دونستم داری میری
می دونستم داری میری
حالا كه هستی اسیر د یگری
توی قلبت منو فریاد نكن
دیگه ای رفیق نیمه راه من
از منو گذشته هام یاد نكن
می دونستم كه اسیری
می دونستم داری میری
می دونستم داری میری
از نگاهت عاقبت رخ بردم
همه نامه هاتو سوزوندم
پر دادم قناری های خسته رو
توی باغچه گلا رو خشكوندم
می دونستم كه اسیری
می دونستم داری میری
می دونستم داری میری
گفتی كه سپر بلاتم
هر جایی بری باهاتم
همسفر با لحظه هاتم
ویژگی ها:
خواننده : مهستی